تبليغاتX
جمهور
وب‌نوشته‌هاي يك خس و خاشاك؛ داریوش درویشی
 فقر سودانگاری (بخش نخست): بسترهاي تاريخي گل‌آلود

(1)

نگارش اين متن، به گفتگوي انتقادي برمي‌گردد كه بين من و سهيل درگرفت؛ و اين گفتگو ناشي از اين واقعيت بود كه به هيچ روي نمي‌توانم با نظريه‌ي اخلاقي سودانگاري Utilitarianism موافقتي داشته باشم. خواهم كوشيد در اين متن، به اختصار استدلال‌هاي خود را صورت‌بندي نمايم تا امكان بررسي و احتمالاً نقادي آنها افزايش يابد. براي پرهيز از پرگويي و تفصيل، از تشريح آموزه‌ي سودانگاري و تاريخ آن درمي‌گذرم و تنها به آن اندازه كه به كار اين بحث بيايد، جابه‌جا به آن اشاره‌اي خواهم داشت.

بهتر است اين انتقادات در چند پست مطرح شود، و خواهم كوشيد ...  


برچسب‌ها: علوم انساني, سودانگاري, فایده گرایی, هيوم, میل, افلاطون, مور, ويتگنشتاين
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط داریوش درویشی در بیست و هشتم اسفند 1389  |
 گريز از فاجعه؛ موسيقي ايران به كجا مي‌رود

 

1. طغيان عليه معنا؛

(1) دستا بالا، دستا بالا، گوگوليم               تو حال و هوليم، همگي شنگوليم

معناي بيت بالا، دقيقاً چيست؟ به عبارت ديگر، اگر من يكي از حروف اين بيت را برداشته و حرف ديگري را به جاي آن بگذارم، آيا فاجعه‌اي براي معنا و محتواي بيت رخ خواهد داد؟ براي نمونه، حرف «م» را برمي‌داريم و مثلاً از «ظ» استفاده مي‌كنيم. با قاطعيت مي‌توان گفت اتفاقي براي معنا نمي‌افتد: آنچه از همان ابتدا بي‌معنا بوده، به شكلي صوري تغيير يافته و هنوز بي‌معناست. چنين ترانه‌هايي، انسان را به ياد روح طغيان‌گر ...
برچسب‌ها: موسیقی, جنون, آرش
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط داریوش درویشی در بیست و هفتم مهر 1389  |
 به كاهدان زده‌اي بنده‌ي خدا!

يادش به خير. دوره‌ي دبيرستان، مقاله‌اي (تحقيقي) درباره‌ي آرمانشهرگرايي براي دبيرم نوشتم كه الآن جرأت نگاه كردن به آن را ندارم؛ چون اغلاط زيادي داشت؛ به هر حال، بچه دبيرستاني بوديم ديگر. بعداً، آن را براي يك نشريه‌ي دانشجويي فرستادم كه چاپش كردند. به خاطر آن مقاله‌ي مغلوط، آن قدر از من تمجيد شد كه متحير ماندم. حتي لوح تقدير هم به من دادند. به هر حال، فكر كردم يك چيزي، يك جايي چاپ كرديم و رفت پي كارش؛ ولي نه! ديروز يك اي‌ميل به دستم رسيد كه دوستي، مقاله‌ام را برايم فرستاده بود. خواستم از او تشكر كنم كه مقاله‌ام را تايپ كرده، و ابراز شرمندگي كنم كه آن مقاله را روزگاري خود من نوشته‌ام، كه ناگهان ديدم پايين آن لينك دسترسي‌اش را هم گذاشته است. بله؛ اين فقط يك كابوس نبود: انجمن تخصصی شهرسازی ایران آن مقاله‌ي من را كه نمي‌دانم از كجا به دست آورده، بدون ذكر نام مؤلف، در وب‌سايت خود قرار داده است. مقاله‌ي "آرمانشهر (Utopia) و آرمانشهرگرايي (Utopianism) چيست؟" در آن وب‌سايت قرار گرفته و حتي لينك نظرخواهي هم ندارد كه اعتراض كنم. به هر حال، اگر هم لينك نظرخواهي داشت، فقط مي‌خواستم بنويسم: به كاهدان زده‌اي بنده‌ي خدا!


برچسب‌ها: سرقت, مالکیت معنوی, حقوق معنوی
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط داریوش درویشی در بیست و دوم شهریور 1389  |
 پس از پايان: چرا جامعه‌شناسي و روان‌شناسي علم نيستند

دوست عزيزم اميرفيض، براي پست پيشين كامنتي نوشته است كه دقت نظر او را مي‌رساند. ابتدا متن كامنت را خواهم آورد و آنگاه به كوتاهي درباره‌ي آن سخن خواهم گفت. اميرفيض مي‌نويسد:

«یک خطا یا نتیجه‌گیری اشتباه باعث خدشه در مقاله‌ي شما شده: شما می‌گويید آب در 100 درجه می‌جوشد و طبیعت یکسان عمل می‌کند. ولی انسان یکسان عمل نمی‌کند. پس این‌که بگوییم انسان نیاز به غذا دارد، قابل تعمیم به همه‌ي انسان‌ها نیست. خوب، حتماً قبول دارید که آب هم در شرایط مشخص در 100 درجه می‌جوشد. اگر آن شرایط ـ که شامل عواملی از قبیل فشار و خلوص آب است ـ تغییر کند، ممکن است آب در 98 درجه یا 102 درجه بجوشد. حالا یک مثال در باب اقتصاد می‌زنم که جزء علوم انسانی است. مثلاً اگر عرضه‌ي کالای ایکس (با شیب کند) 20 درصد افزایش پیدا کند، قیمت 10 درصد کاهش پیدا می‌کند. اما این هم تبصره دارد: به شرط این که شرایط محیط را ثابت فرض کنیم! پس این قاعده یک فکت است، ولی تابع شرایطی است؛ مثل همان قاعده‌ي آب جوش ... در روان‌شناسی هم عین همین است. مشکل بشر، ثابت نگه داشتن متغیرهاست و این مسئله دلیلی بر ماورایی بودن انسان نیست! انسان پیچیده‌تر از طبیعت نیست، بلکه خودش زیرمجموعه‌ي طبیعت است...


برچسب‌ها: جامعه‌شناسي, روان‌شناسي, علم, فلسفه علم, قانون علمی, علوم انسانی, اقتصاد
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط داریوش درویشی در هجدهم شهریور 1389  |
 بخش پاياني: چرا جامعه‌شناسي و روان‌شناسي علم نيستند
دو پست پيشين، به شكلي روش‌شناسانه به بررسي مدعيات جامعه‌شناسي و روان‌شناسي پرداخت؛ اينك و در شماره‌ي آخر اين سلسله نوشته‌ها، لازم است جمع‌بندي نهايي از اين مطلب داشته باشم و در ضمن، درباره‌ي كامنت‌هاي دوستان عزيزم، بخصوص آقاي سيدحسيني به كوتاهي سخن بگويم. جمع‌بندي خود را در چند نكته خلاصه مي‌كنم...
برچسب‌ها: جامعه‌شناسي, روان‌شناسي, علم, فلسفه علم, قانون علمی, علوم انسانی, مارکسیسم
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط داریوش درویشی در دوم مرداد 1389  |
 در تكميل؛ چرا جامعه‌شناسي و روان‌شناسي علم نيستند

پست پيشين، گويا پست دغدغه‌انگيزي بود؛ برخي دوستان من كه در زمينه‌هاي جامعه‌شناسي و روان‌شناسي فعاليت دارند، در پيام‌هاي خصوصي يا در كامنت‌ها برخوردهايي به شيوه‌هاي مختلف داشتند. دوست عزيزم سيد حسيني نيز با دقت شايسته‌ي تحسيني به نقد نوشته‌ي وبلاگ پرداخت كه لازم مي‌دانم در پست جداگانه‌اي در آينده‌ي نزديك، به آن كامنت بپردازم. اما فعلاً در تكميل بحث ...


برچسب‌ها: جامعه‌شناسي, روان‌شناسي, علم, فلسفه علم, قانون علمی, علوم انسانی, پوپر, ابطال‌پذيري
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط داریوش درویشی در نوزدهم تیر 1389  |
 چرا جامعه‌شناسي و روان‌شناسي علم نيستند؟

جامعه‌شناسي و روان‌شناسي، از منظر فردي که از بيرون به هر دو نگاه مي‌کند، شبيه آن بخشي از علوم انساني هستند که شباهت به علوم تجربي و رياضي دارد؛ با آمار و ارقام دست به گريبان است و قوانين کلي صادر مي‌کند؛ اما، آيا تمام اين‌ها سبب مي‌شوند که اين دو رشته به علوم تجربي همانندي پيدا کنند؟ اين همان مسأله‌اي است که در اينجا مي‌خواهم به آن بپردازم.

قوانين کلي ما از کجا مي‌آيند؟ ما از کجا مي‌دانيم که آب در صد درجه به جوش مي‌آيد؟ از کجا به اين نتيجه رسيده‌ايم که گرفتار «عقده‌ي اوديپوس»(۱) هستيم؟ اصلاً آيا اين دو دانسته‌ي ما از يک جنس هستند و هر دو علمي محسوب مي‌شوند؟ اين اصل مطلبي است که مي‌خواهم در اينجا به آن برسم.

اين قانون کلي که ...


برچسب‌ها: جامعه‌شناسي, روان‌شناسي, علم, فلسفه علم, قانون علمی, علوم انسانی, عقده اوديپ, استقراي رياضي
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط داریوش درویشی در پنجم تیر 1389  |
 پاسخ به يك نظر
 

...

|+| نوشته شده توسط داریوش درویشی در ششم تیر 1388  |
 نعل واروي تقلب

 

...

|+| نوشته شده توسط داریوش درویشی در یکم تیر 1388  |
 باختي مهندس! بد باختي

بلافاصله پس از باخت سنگین مهندس موسوی در مناظره تلویزیونی در برابر احمدی نژاد، یکی از طرفداران مهندس برای من اس ام اس زیر را ارسال کرد: پیروزی سبز ملت ایران بر امپراتوری دروغ مبارک باد!

من هم پاسخ نوشتم: واقعاً اعتماد به نفس احمدی نژادی لازم است که چنین باخت سنگینی را پیروزی لقب دهد!

اما هم‌اكنون، بحث من بيشتر روي اين نكته متمركز است كه احمدي‌نژاد چگونه موفق شد موسوي را اين گونه سنگين شكست دهد؟

...


برچسب‌ها: میر حسین موسوی, احمدی نژاد, کروبی, خاتمی, رضایی, انتخابات
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط داریوش درویشی در پانزدهم خرداد 1388  |
 
 
بالا